![]() |
![]() |
|
| یه قورت نوشابه، یه قلپ دوغ |
|
پریروزی سر امتحان تصفیه فاضلاب، برا اولین بار در طول دوران تحصیل، تقلب کردم.
شیطون بالاخره ما رو هم....
پ.ن: تقلب زیاد رسوندم، ولی تو کردن، اولین بارم بود. راستی گناه کدوم بیشتره؟ تقلب کردن یا رسوندن؟ پ.ن: دیگه از اسم امتحان بفهمین که چقدر درس شرافتمندانه ای بود! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 21:7 توسط شهاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آسمانی همه پرنقش که شد دفتری از خاطره ها، وآن شهابی که گذر کرد بر این "صفحه’ خط خورده" کجاست؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
کوهستان ستاره راز برشهایی از زندگی مغشوشم خط خطی در خیالِ... در سایه سار حق سوتک آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|